مؤلف مجهول
51
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
بزرگوار رفت و بعد از دو روز ديگر پيدا شد . بعد از آن باهم بودند مدت شش ماه . درين مدت خبر بزرگوار به بعضى جاها رسيد كه در فلان صحرا عزيزى بناى مسجدى كرده و آباد ساخته تنها در آنجا به عبادت حق سبحانه و تعالى مشغول است و به رياضت معروف . پس خلق يكانيكان به ملازمت آن بزرگوار اقدام نمودند و ديدند كه بسى مرد عزيزى ( است ) و رياضت و سختى و مجاهدهء شديدى و توجه قوى دارد ، و هر زمان كرامت ديگرگون از ظاهر و باطن وى پيدا ، و نور ولايت از جبين آفتاب شعاع او تابان ، و دل آسمان صفت او چنان صاف كه ذره « 1 » در ربع مسكون بر دل وى پوشيده نى ، و در حرفه روشنگرى به حدى استاد كه به اندك توجه و ادنى عمل ، آيينه دل زنگ بسته كه انواع كثافت « 2 » در وى نقش بسته باشد ، چنان صيقل زدى كه مظهر محسوسات گشتى . چون اين نوع كرامت « 3 » ازين بزرگوار ديدند صحبت او را مغتنم دانستند و موافقت كردند و متابعت نمودند و خبر به اطراف فرستادند ، و نامهها روان كردند . و در آن نامهها نوشتند كه هركه را « 4 » داعيهء معرفت الله و خلاصى از شر شيطان گمراه ، و بيرون آمدن از چاه ضلالت و زندان ملامت ، و رسيدن به مطلوب و پيوستن به مقصود باشد تقرب و وصل جويد به اين شخص كه « 5 » به يقين اين شخص موصل است « 6 » ، و ظاهر است كه اتصال به موصل موصول است . اين خبر و نامهها كه به اطراف رفت ، اكثر مردم را اشتياق ملازمت بزرگوار در دلها افتاد ، و خلق ريز كردند به ملازمت آن بزرگوار لاتعدولاتحصى . اما افراد معدوده « 7 » كه دايمالاوقات همگنان آن بزرگوار بودند هفت هزار و هفتصد و چهل كس بودند ، باقى روزى يكبار ملازمت را لازم داشتند . با وجود اين نسبت ارادت در ميان نبود « 8 » و ليكن تربيت از هيچكدام دريغ نداشتندى و هر روز يكبار در باطن درويشان به نور ولايت سير كردندى كه مبادا شيطان بدبخت كه دشمن درويشان است خيالات فاسده « 9 » را « 10 » مسلط سازد و « 11 » در دلهاى ايشان نقش بندد . اين عمل بزرگوار تا آن زمان بود كه بعضى درويشان را مرتبهء كشف قلوب حاصل گردد . و بعد از اقبال اين دولت بعضى را به « 12 » بعضى تفويض مىكرد كه از احوال او خبردار باشد كه در دل وى چه چيزها خلل مىپذيرد و نقش مىبندد . اين نيز تا زمانى بود كه درويشان ديگر را هم اين حال پيدا شود . بعد از آنكه « 13 » همه به اين
--> ( 1 ) - الف ، ب : زره ( 2 ) - متن تق ، جميع نسخ : كسافت ( 3 ) - ب : كرامات ( 4 ) - ب : هركه ( 5 ) - ب : به مقصود باشد بقرب و اصل جويد تا آن شخص بيقين ( 6 ) - ب : - است ( 7 ) - ب : متعدده ( 8 ) - ب : - نبود ( 9 ) - ب : فساد ( 10 ) - ب ، ت : + در دل ايشان ( 11 ) - ب : + و آن خيالات را ، ت : + خيالات ( 12 ) - ب : - بعضى را به ( 13 ) - ب : + اين